سلام
|
آب |
بنام خدا
حق تعالي خواست كه آب را بيافريند از هر الوان رنگ او كرد و از هر طعوم طعم او
گردانيد.
چون همه الوان بياميخت تا رنگ آب گشت از اين معني كسي رنگ آب ندانست و
چون همه طعم ها را بياميخت كسي طعم آب نشناخت تا از خوردن آن لذت و حيات
يابند اما از كيفيت لذت آن خبري ندارند.
"و جعلنا مٍنَ الماء كُلَّ شي ء حي" دليل اين است.
***
متوكل حقيقي آن است كه رنج و مؤونت خود از خلق برگرفته است نه كسي را
شكايت كند از آنچه به او رسد و نه ذّم كند كسي را كه منع كندش، از جهت آنكه
نبيند منع و عطا جز از حق تعالي.
***
پرسيدن چگونه اي؟
گفت دندانم فرسوده شد از نعمت حق كه خوردم و زبان از كار شد از بس شكايت
كردم.
***
حق تعالي از بنده هشت چيز ميخواهد:
از دل دو چيز، تعظيم فرمان و شفقت بر خلق خدا.
از زبان دو چيز، اقرار كردن به توحيد و رفق كردن با خلق.
از اندام دو چيز، طاعت داشتن خداي تعالي و ياري دادن مومنان.
از خُلق دو چيز، صبر كردن در حكم خدا و حلم با خلق خدا.
|
میوه ممنوعه |
"بنام دوست"
ما اول توی بهشت بودیم بهمون گفتن میوه هستی رو نخور، هستی قید ایجاد
میکنه و ما خوردیم و مقید شدیم. یعنی اول به قید نیستی آزاده بودیم، آزاد و راحت.
اما خواستیم از نیستی با پیدا کردن یک صورت اختصاصی هست بشیم پس از شر
نیستی راحت شدیم و شدیم موجود.
بعد گفتن به میوه ترکیب نزدیک نشو. چون مرکب شدن ناراحتی داره. عناصر که
ترکیب میشن بعدا میخوان از هم جدا بشن پوست از سرمون میکنن.
درواقع گندم یا سیب رمزی از همون میوه ترکیبه. اما ما خوردیم و اومدیم تو عالم
ترکیب.
حالا که اون میوه رو خوردی و اومدی تو عالم ترکیب فکر نکن که دیگه تموم شد
ما هنوز هم داریم میوه میخوریم.
اون موقع که بچه بودیم و توی بهشت کودکی خودمون بودیم آرزوی بزرگ شدن
داشتیم. میوه عقل رو خوردیم و شدیم مکلف.
البته درسته که به توصیه ی نخور گوش نکردیم اما این نخورنخورها رو برای این
گفتند که ما رو تشویق به خوردن بکنن! اگه نمی گفتن نخور ممکن بود صد سال که
بگذره هم از کنارِ این میوه رد نشیم، اما چون اشاره کردن بهش و گفتن نخور، ما
تحریک به خوردن شدیم.
ما این میوه ها رو خوردیم و خوب کاری هم کردیم، چون در مشکلاتش تجربه ها
کسب می کنیم و به حکمتهایی میرسیم.
بعد از مکلف شدن گفتند میوه ی درخت علم رو نخور. چون نهایتا اگه اشتباهی
کنی میگن جاهله و نمی دونه و مسؤول نیست. اما اگه عالم بشی دیگه مسؤول
میشی.ما گوش نکردیم و خوردیم!
بعد از علمِ گفتند لااقل میوه ی درخت عشق رو نخور چون عشق چیز ساده ای
نیست و حریفش نیستی. حتی کوه هم از پذریفتن این بار خودداری کرد.
"که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها".
اما ما عاشق شدیم و میوه عشق رو هم خوردیم.
"برگرفته از سخنان دکتر الهی قمشه ای"
سخنان گهربار
"بنام قادر مطلق"
ديده ها را نديده انگاريد و گفته ها را ناشنيده تا خودتان از زبان ديگران و ديگران از
زبان شما در امان باشند.
حضرت محمد (ص)
***
زنهار كسي با كسي به سزاي بدي، بدي نكند.
حضرت عيسي(ع)
***
جوانمردي چهار نوع است: فروتني با دوست، گذشت با قدرت، نصيحت با دشمن،
بخشش بي منت.
حضرت علي (ع)
***
بهترين چيزها سه چيز است: عفو در حالت غضب، بخشش در تنگدستي، عمل در
حين قدرت.
ادريس پيغمبر (ع)
***
آنكه انتقام ميكشد يك روز خوشحال است و آنكه مي بخشد يك عمر.
حضرت علي (ع)
***
بي نيازي به فراواني مال نيست، بي نيازي حقيقي بي نيازي ضمير است.
حضرت محمد (ص)
***
شرافت به خرد و ادب است نه به ثروت و مال.
حضرت علي (ع)
|
ذات متعال |
"بنام قادر مطلق"
یکی از دوستان خوب مسیحی در قسمت نظرات- نظر خود را در رابطه با حضرت
عیسی (ع) آورده اند که جهت پاسخ به این دوست عزیز دیدم که اگر بخواهم در
قسمت نظرات پاسخی به این دوست عزیز بدهم بعلت تایپ شدن بصورت ریز ممکن
است خواندن آن سخت باشد لذا در خود سایت می آورم از سایر دوستان هم
خواهش میکنم چنانچه نظری در این خصوص دارند ابراز فرمایند.
علي عزيز در مورد پرستیده شدن: عیسی مسیح خداوند این اجازه را به شاگردانش داد تا او را بپرستند ( به کتاب مقدس انجیل یوحنا مراجعه کنید.) این به این معنی است که فقط خدا را میتوان پرستید و عیسی مسیح تجسم خدای نادیده است. منتظر مطالب بیشتر در مورد اینکه عیسی مسیح خود خداوند است باشید. امید است با عیسی مسیح زنده ملاقات داسته باشی تا برایت باز شود که او خود خداوند است. حتی اگر شما انجیل را بخوانید خواهید دید عیسی مسیح گناهان را هم میبخشد. این کار را فقط خدا میتواند انجام دهد. پس او خود خداوند است. در ضمن مسیحیت دین نیست بلکه یک رابطه زیبا و عالی با خداوند است که در مذاهب نمیتوان این چنین رابطه ای را پیدا کرد. خدا به شما برکت دهد. برای شما هم دعا خواهیم کرد تا واقعیت امر را ببینید. "
عمانوئيل
دوست گرامي من
پروردگار آن ذات متعالي است كه هيچ نامي سزاوار او نيست چونكه او وصف ناشدني است.
عيسي مسيح (ع) يكي از برگزيدگان خداوند است كه براي هدايت انسانها انتخاب گرديد و همچون ديگر برگزيدگان پاك خداوند تمام كوشش خود را براي هدايت انسانهاي نادان و گمراه بكار بست.
دوست عزيز ما و همه پيامبران و مرسلان از خداونديم و روزي به سوي او باز ميگرديم اين پيامي است كه تمامي پيام آوران برحق به انسانها رسانده اند .
خداوند همه انسانها را از روح خود آفريد و روزي همگي بسوي او باز ميگرديم.
حال در اين بين بودند و هستند انسانهايي كه اين حقيقت را يافته اند و به او بازگشته اند.اين افراد همه چيز را خود ميبينند و خود را همه چيز.
منصور حلاج را بر داد كردند چون او به اين حقيقت رسيده بود كه " انا الحق"
ما ميتوانيم صفات او را داشته باشيم . ميتوانيم رحمان باشيم ، ميتوانيم رحيم باشيم ، ميتوانيم برترين باشيم و فقط كافيه كه خود را باور كنيم.
تمامي پيامبران خداوند در اين مرتبه بودن لذا سخنشان سخن او بود و اعمالشان همان اعمال او. براي همين هم عيسي (ع) مردگان را زنده ميكرد كور مادر زاد را شفا ميداد و به قول شما گناهان را مي آمرزيد.
اما پروردگار همان نقطه ذات است كه هيچ نامي سزاوار او نيست ، هيچ صفتي شايسته او نيست زيرا او وصف ناشدني است.
دوست عزيز همانطور كه گفتم موسي، عيسي، محمد، ابراهيم(عليهم السلام) همگي پيام آوران خداوند بودند كه آمدند تا انسانها را به سوي او دعوت نمايند هيچ يك از آنها نگفت كه من را بپرستيد بلكه همگي گفتند فقط او را بپرستيد .
تعاليمي كه انبيا به بشر ارائه نمودند كه اكنون بعنوان دين و مذهب رواج دارد بهترين راه رسيدن به كمال و ديدار اوست. و متاسفانه اين پيروان هستند كه اصل مذهب را با تحريف ها و برداشتهاي شخصي خراب كرده اند .
اين پيروان هستند كه در دين خدا دست بردند و آنرا با ميل و اراده خويش تغيير دادند.
دوست عزيز همانطور كه قبلا گفتم دين الهي فقط يكي است وهمه راههايي كه برگزيدگان خداوند در مقاطع مختلف زمان، انسانها را به آن دعوت نموده اند به يكجا ختم ميشود پس تو هر دين و مسلكي كه داري در همان بمان اما خوب بينديش و با عقل و منطق خود قياس كن اگر ديدي كه بسوي او در حركتي زهي سعادت.
|
بلا |
"بنام بخشنده"
بلا چراغ عارفان است. بیدار کننده مریدان و هلاک کننده غافلان.
***
هر کس شرم داشته باشد از خدای تعالی در حال طاعت خدای عزوجل شرم کرم
دارد که او را عذاب کند از بهر گناه.
***
چون بنده انصاف خدای تعالی دهد از نفس خویش خدای تعالی او را بیامرزد.
|
دعا |
"بنام مهربان"
بعضی دعا ها رو خدا مستجاب نمیکنه برای اینکه خوشش می آد از آن دعا کننده.
مثل این می مونه که اگه کسی بیاد در خونه شما نخراشیده و نتراشیده هم باشه
همش هم گیر بده و ولکن نباشه و چیزی بخواد مثلا بگه آقا یه نونی به ما بده شما
برای اینکه زودتر بره میگین بیا آقا بگیر برو و نون رو بهش میدی اما اگر یک صاحب
جمالی و چشم و ابرویی بیاد دم خونه بگه مثلا نون بدین میگین تشریف بیارین تو
مثلا الان نون تازه نداریم داریم میپذیم شما اینجا تشریف داشته باشین و نمی ذارین
که اون فورا نون رو بگیره و بره.
شما هم وقتی میرین دم خونه اون اگر شما رو دوست داشته باشه و خوش چشم
و ابرو باشین نمیگذاره فورا برین و فورا دعاتون رو مستجاب نمیکنه. به همین جهت
گاهی اوقات یه دعایی رو نگه می داره که شما اونجا بمونین.
"ناله عاشقان خوش است بنال حافظ"
ناله هم نه به معنی اینکه شکوه و شکایتی باشه به این معنی که بگه آه من تو رو
دوست دارم و عاشقتم تو کجا بودی و ...
ما هم برای همین از بعضی چیزا خوشمون می آد.
این عکس جمال اوست که در این عالم افتاده پس برای همینه که ما هم از عشق و
عاشقی خوشمون می آد چون اون خوشش می آد و گرنه ما کسی نیستیم که.
و این رو بدونین که اگر ما یک قدم برداریم او صد قدم بر میداره و تازه می فهمیم که
اون یک قدم هم خودش کمک کرده که ما برداریم و اصلا ما کاره ای نبودیم.
"برگرفته از سخنان دکتر الهی قمشه ای"
|
ارث |
بنام خدا
ما وارث پیامبرانیم اما به شرطی که ارثمون رو از آنها بگیریم
پس چرا تمامی اسامی باطل رو غرق در طوفان نوح نکنیم و سوار کشتی نشیم
تا وارث نوح بشیم.
چرا همه دیوها را در بند نکنیم تا وارث سلیمان بشیم.
چرا مثل حضرت داوود عشق صد در صد پیدا نکنیم تا وارث داوود بشیم.
چرا به معراج نریم تا وارث حضرت محمد بشیم.
و چرا از این شب ظلمانی بیرون نیایم تا به آن شب نورانی برسیم.
"برگرفته از سخنان استاد الهی قمشه ای"
|
ياد دوست |
"بنام دوست"
چه سعادتي است كه نام دوست بر زبان آدم باشه ، ياد او در دل آدم باشه و راه او
در پيش روي آدم.
نام، خودش انگيزه ياده، وقتي اسم كسي رو ميبرن شما ياد او ميكنين.
گاهي اوقات ما حتي از فراق خودمون غافليم، يادمون رفته كه معشوق ما كيه،
اسمشو كه ميبرن ياد اون مي افتيم.
راه او صفات اوست كه هر صفتي راهي است به او.
و ما بايد هر سه تا رو با هم داشته باشيم . يعني زبان و دل و راه ما يكي باشه نه
اينكه دلمون پر از شوق گناه باشه و زبان ما به ذكر او.
"برگرفته از سخنان استاد الهي قمشه ای"
قرآن از زبان قرآن
بنام دوست"
الف- قرآن ذكر است، يعني يادآوری، يعنی يه چيزی است كه شما يادتون رفته،
بهتون قبلا گفته بودن، در دل و جان شما نوشته بودن، اما ما يادمون رفته. يه نفرو
فرستادن كه برو بهشون بگو.
ب- به يه تعبير ديگر ما نور فرستاديم، براي شما چراغ فرستاديم ، تاريك بود عرصه
دلتان گفتيم براتون چراغ بيارن.
رو الان گاو و گوسفند هم دارن، اين چه زندگی است؟ يه جان ديگري شما بايد
داشته باشين آنرا براتون آوردن يه حيات تازه است.
د-هدايت آورديم، شما گم شدين اينجا، در اين شهر غريب، ما كه مال اينجا نيستيم،
تمام وجود ما فرياد مي كنه كه ما مال اين شهر نيستيم، مال خواب نيستيم، مال
خاك نيستيم، مال آب نيستيم.
"برگرفته از سخنان دکتر الهی قمشه ای"
|
ذکر حق |
"بنام کریم"
گفتند "الذکر خبر الذکر" یعنی وقتی ما ذاکر میشیم بنام او . معنیش اینه که او قبلا
ذاکر شده و یادی از ما کرده و ما این توفیق رو پیدا کردیم که نام او رو ببریم.
وگرنه کی جرات می کنه که اصلا نام او رو ببره.
دل زکجا وین پرو بال از کجا من که و تعظیم جلال از کجا
جان به چه دل راه دراین بحر کرد دل به چه گستاخی از این چشمه خورد
در صفتت گنگ فرو مانده ایم من عرف الله فرو خوانده ایم
چون خجلیم از سخن خام خویش هم تو بیامرز به انعام خویش
اگر عنایتی از اون جانب نباشه ما چه شجاعتی پیدا می کنیم . چه جراتی که
بتونیم اون نام بلند رو بر زبان جاری کنیم یا در دل ما ظاهر بشه.
پس معلوم میشه از جانب معشوق کششی بوده.
تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
گفته بود شیطان به یه ذاکری این همه الله الله که میگی آیا هیچ لبیکی شنیدی اون
ذاکر با خودش فکر کرد درست میگه این همه میگیم الله یه مرتبه نمیگن بفرمایین
چون بالاخره آدم اسم یه نفرو صدا می کنه باید جواب بدن. حضرت خضر در خوابش
اومد گفتش سلام رسوندن گفتن برو بگو همون الله لبیک ماست. اول من لبیک
میگم تا تو بعدا بتونی الله بگی و گرنه تو کی اصلا به خاطرت خطور میکرد.
اگر اون بوی رایحه خوش او نبود ما اصلا هدایت نمی شدیم یا اینکه بفهمیم اصلا
هست.
"برگرفته از سخنان دکتر الهی قمشه ای"
سخنان گهربار
"بنام بی نیاز"
عالم علم بگرفت و زاهد زهد بگرفت و عابد عبادت و با این فرا پیش او شدند.
تو پاکی برگیر و پاک فراپیش او شو که او پاک است.
|
سخنان گهربار |
"بنام قادر متعال"
هر که گفتارش راست باشد بزرگیش افزونی یابد.
***
توانگر واقعی کسی است که چشمش به دست دیگران نباشد.
***
در هر اجتماعی بیشتر قسم خورده شود آن اجتماع خرابتر و مردمش دروغگوترند.
***
بداخلاق در دست دشمنی گرفتار است که هر جایی رود از چنگ عقوبت او رهایی
نیابد.
***
اگر می خواهی خوشبخت باشی جز آنچه برایت مهیاست آرزو مکن.
***
وقتی خداوند برای بنده ای نیکی خواهد حاجت های مردم را در دست او قرار
میدهد.
***
کسی که بر نفس خود غلبه نکرد بر هیچ چیز غالب نخواهد شد.
***
بهترین موقع برای تربیت اراده ایام جوانی است.
|
شیخ ابوالحسن خرقانی |
"بنام دوست"
صحبت با خدا کنید با خلق نکنید که دیدنی خداست و دوست داشتنی خدا.
و آن کس که به وی نازید خداست.
گفتنی خداست و شنودنی خداست.
علما گویند که ما وارثان رسولیم.
رسول را وارث ماییم که آنچه رسول بود بعضی ما داریم.
رسول درویشی اختیار کرد و درویشی اختیار ماست.
با سخاوت بود و با خُلق نیکو بود و بی خیانت بود.
با دیدار بود . رهنمای خلق بود . بی طمع بود. شرو خیر از خداوند دید. اسیر وقت
نبود هر چه خلق از او بترسند نترسید . هر چه خلق بدو امید دارند او نداشت.
به هیچ غرّه نبود و این جمله صفات جوانمردان است.
رسول(ص) دریایی بود بی حد که اگر قطره ای از آن بیرون آید همه عالم و آفریده
غرق شود.
در این قافله که ماییم مقدمه حق است و آخرش مصطفی است. بر قفا صحابه اند و
خنک آنها که در این قافله اند و جانهاشان با یکدیگر پیوسته است که جان بوالحسن
را هیچ آفریده پیوند نکند.
"انشاءالله ما هم در این قافله باشیم و از جوانمردان"
|
توبه |
"بنام آمرزنده"
اگر توبه از بیم دوزخ یا امید بهشت میکنی بی همّتی است.
توبه بر آن کن تا خدایت دوست دارد که "انّ الله یحّب التَوابین
|
رنجش |
"بنام دوست"
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم
كه در طريقت ما كافريست رنجيدن
رنجش نبايد از كسي پيدا كني ، اگه پيدا كني كافري. هر وقت رنجي بهتون رسيد
فقط به پروردگارتون شكوه كنيد و با او صحبت كنيد. گاهي اوقات يك مشكلي كه
پيش مياد ، شايد ما اون تلخي را احتياج داشته بوديم و اون تجربه براي زندگيمون
لازم بوده.
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.