استاد شیخ حسین انصاریان   

چهارشنبه ، ۱۷ فروردين ۱۳۹۰ ، ۲۱:۱۷

در مسئله شيطان و شيطنت او چه در قرآن مجيد و چه در روايات مطالب بسيار مهم و پر ارزشى وجود دارد. بسيار اتفاق افتاده، كه اين سئوال براى انسان مطرح شود، چرا خداوند شيطان را آفريد، و انسان را به چنين دردسر خطرناكى مبتلا كرد، اگر شيطان در نظام خلقت نبود، انسان از ابتداى زندگى راه خير و سلامت را تا پايان حيات مى‏پوئيد، و احدى دچار شقاوت و بدبختى و تيره‏روزى نمى‏شد؟

 

http://maddahi.ir/my/images/ImamSajjad/0001.jpg

پاسخ اين سئوال بسيار ساده و سهل است و آن اين است كه اولا وجود مقدس حضرت حق كه علم و عدل و حكمت و رحمت و رافت بى‏نهايت در بى‏نهايت است، در نظام آفرينش موجودى را با هويت ابليسى و شيطانى نيافريد، حضرت حق هر چه را آفريد بر مبناى پاكى و درستى و سرشت توحيدى آفريد.

اين موجودات داراى اراده و اختيار بودند، كه بر اثر هوا و هوس و حرص و طمع و آز و شهوت و غرور و كبر به جاى انتخاب و اختيار راه سعادت و طريق سلامت، به انتخاب راه ضلالت و طريق شقاوت دست زدند، و به جاى توبه و انابه با كبر مخصوص به خودشان راه مخالفت را ادامه دادند، تا به صورت شيطان يعنى موجود خبيث، پليد، از حق دور، عاصى، متمرد، و مخالف حق و حقيقت درآمدند، و به خاطر حسادتى كه به مقام انسان و انسانيت داشتند، در كمين انسان نشستند تا او را نيز بمانند خود از رحمت حضرت حق دور و به عذاب ابد دچار كنند.

اينگونه موجودات گمراه و گمراه‏كننده به فرموده قرآن مجيد در سوره ناس هم در ميان انسانها و هم در بين موجودات ناديدنى فراوانند.

اينان در طريق انسان و انسانيت سرگرم وسوسه‏ى فرزندان آدمند، و اين فرزندان آدمند كه بايد از خود مواظبت و مراقبت كنند تا به دام شياطين و وسوسه‏هاى آنان گرفتار نشوند.

بايد توجه داشت كه مراقبت و مواظبت از خويش در برابر مكايد شيطان همان جهاد اكبر است كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده:

عن ابى عبدالله عليه‏السلام ان النبى صلى الله عليه و آله بعث سريه فلما رجعوا قال: مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقى عليهم الجهاد الاكبر. فقيل يا رسول‏الله ما الجهاد الاكبر؟ قال: جهاد النفس:

از حضرت صادق عليه‏السلام است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله لشگرى را به جبهه حق عليه باطل فرستاد، چون ارتش آزاديبخش اسلام از جبهه بازگشت، حضرت فرمود: آفرين بر طايفه‏اى كه جهاد اصغر را بسر بردند، و جهاد اكبر بر عهده آنان باقى است، عرضه داشتند جهاد اكبر چيست؟ فرمود ايستادن در برابر هواها و هوسها.

اگر با دقت عرفانى به داستان شيطان و شيطنت او بنگريم مى‏بينيم اگر چنين موجودى در كنار ما نبود، كه ما به دستور خدا تا پايان عمر با وسوسه‏هاى او و نيرنگها و فريبهايش مبارزه كنيم، از بسيارى از خيرات و فيوضات الهيه در دنيا و آخرت محروم مى‏شديم.

آنان كه تصور مى‏كنند حضرت حق ابليس را با هويت ابليسى و شيطان را با هويت شيطانى آفريد، تا به آزار بنى‏آدم اقدام كنند، و وى را از سعادت دو جهان محروم نمايند، و دائم در دنياى ذهن خود نسبت به آفرينش شيطان عليه حضرت رب العزه چون و چرا دارند، در حقيقت به وجود مقدس حق تهمت

مى‏زنند، و در دنياى باطن خود گناه بسيار بزرگى مرتكب مى‏شوند.

ابليس و شيطان هم مانند تمام موجودات پاك و بى‏عيب و مجذوب حق آفريده شدند، و مى‏توانستند براى هميشه در عرصه‏گاه پرفيض بندگى و عبوديت قرار بگيرند، و از فيوضات بى‏نهايت در بى‏نهايت حق براى ابد بهره‏مند شوند، ولى اين موجودات مرئى و نامرئى و به قول قرآن كريم: «من الجنه و الناس» دچار سوءاختيار شدند و خود را به لعنت الهى دچار ساختند، و از باب لجبازى با حضرت حق، براى گمراه كردن انسان به سراغ او آمدند.

خداوند مهربان انسان را در پوششى از عقل و انديشه و وجدان و فطرت و احسن تقويمى و نزول كتب آسمانى و بعثت انبيا و امامت امامان و حكمت حكيمان و عرفان عارفان قرار داد و از وى خواست با اين همه سرمايه سنگين معنوى قدم در طريق مستقيم بردارد و از شيطان و شيطنتهايش پيروى نكند.

و لا تتبعوا خطوات الشيطان انه لكم عدو مبين:

و از گامهاى شيطان پيروى ننمائيد چه اينكه او دشمن آشكار شماست.

آرى كسى كه از انسان دعوت مى‏كند از خدا جدا شود، به قيامت و به عاقبت فكر مكن، هر چه به دست آورى بخور، هر چه دوست داشتى انجام بده، به هر كارى دست بزن، حق هر كسى را غارت كن، نمى‏تواند دوست انسان باشد.

لغت شيطان كه به معناى خبيث و پليد و عاصى و خلاصه موجود شرير است لغتى عام و داراى ميليونها مصداق در طايفه جن و انس است.

آنكه خود را از هدايت حق محروم كرده، و عاشق محروم كردن ديگران از هدايت الهى است شيطان است.

روى اين حساب ممكن است پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، فرزند، دائى، عمو، و رفيق و دوست انسان، شيطان انسان باشند، يعنى موجوداتى گمراه

و گمراه‏كننده.

وظيفه واجب و تكليف شرعى هر انسان مومنى است كه در برابر شيطان و دعوت و شيطنت او و مكر و حيله و وسوسه‏اش هر كس كه مى‏خواهد باشد مقاومت كند، و عبادت حضرت حق را كه همراه با فيوضات ابدى و سعادت سرمدى است با عبادت و اطاعت شيطان كه همراه شقاوت و بدبختى هميشگى است عوض نكند.

 

براى شيطان نسبت به انسان سلطه نيست

 

ممكن است بعضى تصور كنند، خداوند متعال براى شيطان عليه انسان قدرت سلطه قرار داده، و انسان در برابر هجوم شيطان محكوم است و هيچگونه قدرت دفاع از خود ندارد.

بايد گفت اين هم يكى از تهمتهاى عظيمى است كه بى‏خبران بى‏خرد به حضرت حق مى‏زنند، در پاسخ اينان بايد گفت، شيطان تنها كارى كه از دستش برمى‏آيد دعوت به شر است، و قدرت اين كه دست و پاى كسى را ببندد و به معصيت مجبورش كند ندارد.

شيطانى مثل يزيد از مردم شام و عراق دعوت كرد، كه حادثه جانگداز كربلا را بوجود بياورند، آنان كه در برابر دعوت يزيد قرار داشتند نزديك به هفتاد هزار نفر بودند، بجاى قبول دعوت يزيد مى‏توانستند دعوت حضرت حسين عليه‏السلام را بپذيرند، و مختار بودند از دعوت يزيد سرپيچى‏كنند، يزيد يك نفر بود و هيچگونه تسلطى بر هفتاد هزار نفر نداشت، اين هفتاد هزار نفر به سرپرستى عمر سعد مى‏توانستند به شام رفته و شيطان را از تخت به زير بكشند و به عمر ننگين وى خاتمه دهند، و راه بپا شدن حكومت اسلامى را هموار نمايند.

ولى با سوءاختيار خود دعوت يزيد را اجابت كردند، و وسوسه‏هاى شيطانى چون ابن زياد را پذيرا شدند، و دست به كارى زدند كه روى تاريخ سياه

شد، و خودشان هم دچار خسران عظيم شده، خود را براى ابد به عذاب اليم قيامت دچار كردند!!

اين خود مردم كوفه و شام بودند كه سلطه يزيد را پذيرفتند، نه اينكه در اصل خلقت براى يزيد سلطه بر مردم قرار داده شده بود.

روى اين حساب، ملتهاى مخالف انبيا و مريدان فرعونها و نمرودها و معاويه‏ها و بولهب‏ها و يزيدها و هارونها و مامونها، و اجابت‏كنندگان دعوت شيطانهاى غربى و شرقى زمان ما در روز قيامت در محضر عدل الهى نمى‏توانند متوسل به اين عذر شوند كه الهى ما در برابر شياطين محكوم و مجبور بوديم، و براى دفع سلطه آنان قدرتى نداشتيم، كه اين عذر به دو علت پذيرفته نيست:

علت اول اينكه قدرتى چون قدرت حق، و عقل و وجدان و فطرت و وحى و نبوت و امامت و جسم و جان و اراده و اختيار همراه انسان بود، و علت دوم اينكه خداوند متعال براى هيچ ذى شرى عليه انسان سلطه قرار نداده است، اين انسان است كه با نشان دادن ضعف و ناتوانى و يا بر اثر لذت گرائى و هوا و هوس سلطه شيطان را مى‏پذيرد.

خداوند عزيز در سوره‏ى ابراهيم از گفتگوى شيطان با انسان گمراه شده در دادگاه قيامت پرده برمى‏دارد و بخصوص به اين معنى اشاره مى‏فرمايد كه شيطان در برابر انسانى كه مى‏گويد تمام معاصى من به گردن شيطان است او بود كه مرا به چنين عرصه‏گاهى كشيد فرياد مى‏زند:

و ما كان لى عليكم من سلطان:

و براى من عليه شما هيچگونه قدرت و سلطه‏اى نبود.

و در سوره حجر اين حقيقت را آشكار مى‏نمايد كه در گفتگوئى با ابليس لعين كه تهديد كرد نسبت به بندگانت دست به شيطنت مى‏زنم گفت:

ان عبادى ليس لك عليهم سلطان الا من اتبعك من الغاوين. و ان جهنم لموعدهم اجمعين:

براى تو عليه بندگانم سلطه و قدرت نيست مگر گمراهانى كه به اختيار خود سلطه‏ى تو را بپذيرند. البته وعده‏گاه همه گمراهان تابع تو همچون خود تو بطور مسلم و بدون شك و ترديد جهنم است.

در هر صورت آيات قرآنيه، و معارف الهيه ما را نسبت به اين معانى هشدار مى‏دهد كه:

1-
ابليس و شيطان از ابتدا پليد و خبيث و شرور خلق نشدند، آنان هم مانند ساير موجودات بر مبناى فطرت توحيدى ساخته شدند، و مى‏توانستند در گردونه‏ى عبادت حق ادامه حيات دهند، ولى دچار كبر و غرور شده خود را از رحمت الهى محروم ساختند، و بر اثر اين محروميت دچار خباثت و آلودگى و شر شدند، و از باب لجبازى با حق، دست به گمراه كردن انسان زدند.

2-
ابليس و جنودش جز وسوسه و دعوت به معصيت، براى هلاكت انسان، برنامه‏اى ديگر ندارند و هرگز براى آنان عليه انسان سلطه و قدرتى نيست.

3-
انسان از جانب حضرت حق با قوائى مانند عقل، وجدان، فطرت، جسم و جان، وحى، نبوت، امامت، رحمت الهيه همراه است و در هر كجا و تحت هر نوع شرط و شروطى قدرت مقابله با ابليس را دارد و مى‏تواند دعوتش را اجابت نكند و وى را از خود براند، و عدم اجابت دعوت او و راندنش از خويش جهاد اكبر است.

4-
بر اساس مسائل بالا هيچ انسانى بخاطر عصيان و خطايش در دادگاه الهى، نمى‏تواند هيچ عذر قابل قبولى به جناب حق ارائه كند، كه هر عذرى از انسان در عرصه محشر مردود، و عاصى و خطاكار و مطيع و برده شيطان

همراه خود شيطان به جهنم رفته و بطور ابد به عذاب الهى دچار خواهد بود.

 

اوصاف و اعمال شيطان

 

در سطور گذشته به اين معنا توجه نموديد، كه حضرت حق ابليس را كه در مسئله سجده بر آدم از فرمان الهى سرپيچى كرد با هويت ابليسى نيافريد، و هر انسان يا جنى كه مصداق كلمه شيطان است با هويت شيطانى خلق نكرد.

ابليس موجودى بود نارى كه بر اثر عبادت و طاعت طولانى، همنشينى با ملائكه الهى نصيب او شد، وى از ابتداء خلقت جداى از جنس ملائكه بود، اين كه گروهى وى را در ماهيت با ملائكه يكى مى‏دانند خلاف صريح قرآن است.

فسجدو الا ابليس كان من الجن:

همه سجده كردند مگر ابليس كه از طائفه جن بود.

او بفرموده حضرت مولى الموحدين اميرالمومنين عليه‏السلام از عبادت‏كنندگان سخت‏كوش بود، ولى تعصب بيجا و كبر و خودبينى و حسد بر او غلبه كرد و با نافرمانى از فرمان حق تمام عبادات خود را به باد داد و در هر خيرى را به روى خود بست، و با تصميم شديدى كه نسبت به گمراهى آدم و فرزندانش گرفت تبديل به موجودى پست و خبيث و پليد شد، و از مصاديق اتم و اكمل مفهوم لغت شيطان گشت.

فاعتبروا بما كان من فعل الله بابليس اذ احبط عمله الطويل و جهده الجهيد، و كان قد عبدالله سته آلاف سنه لا يدرى امن سنى الدنيا ام من سنى الاخره عن كبر ساعه واحده:

از آنچه خداى بزرگ درباره‏ى شيطان انجام داده است عبرت گيريد، زيرا

اعمال طولانى و كوششهاى فراوان خود را بر اثر نافرمانى از بين برد. او خداوند را شش هزار سال عبادت كرد، كه معلوم نيست از سالهاى دنياست يا سالهاى آخرت، اما با يك ساعت تكبر همه را از ميان برد.

پيمودن راه ابليس يعنى سرپيچى از فرمان حق تا نقطه جدائى از هدايت و محروميت از رحمت، همان راهى كه ابليس پيمود، هر انسان يا جنى را از پيشگاه حق مى‏راند، و وى را تبديل به شيطان مى‏كند.

باز هم به اين معنى توجه دهم كه شيطان اسم جنس است، شامل ابليس كه اسم خاص است، و هر شرير خبيث عصيانگرى كه راه را بر بندگان الهى ببندد مى‏شود.

اكنون لازم است با دقت در اوصاف و اعمال اين نابكاران تبهكار كه به صورتهاى گوناگون در حيات آدمى موجودند، به شناخت آنان بيش از پيش برخيزيم و به اين معنى واقف و آگاه شويم كه تا لحظه آخر عمر چه دشمنان خطرناكى در كمين ما قرار دارند، كه اگر با عبادت و طاعت و با ورع و تقوا در پناه خدا نرويم به بلاى ابدى و عذاب سرمدى دچار خواهيم شد.

بقول حضرت فيض:

اى دل بيا كه تا به خدا التجا كنيم

وين درد خويش را ز در او دوا كنيم

اميد بگسليم ز بيگانگان تمام

زين پس دگر معامله با آشنا كنيم

سر در نهيم در ره او هر چه باد باد

تن در دهيم هر چه رسد مرحبا كنيم

چون دوست دوست دارد ما خون دل خوريم

از دشمن حسود شكايت چرا كنيم

او هر چه مى‏كند چو صوابست و محض خير

پس ما چرا حديث ز چون و چرا كنيم

چون امر و نهى او همه بهر صلاح ماست

فاسد شويم گر ز اطاعت ابا كنيم

فرمان بريم گفته حق را ز جان و دل

هر چه آن نكرده‏ايم از اين پس قضا كنيم

آن را كه حق نكرده قضا چون نمى‏شود

هيچ است ما ز هيچ دل بسته واكنيم

بيهوده است خوردن غم بهر قوت هيچ

شادى بيا، ز دل گره غصه واكنيم

بر كارها چو بند مشيت نهاد حق

ما نيز كار خود به مشيت رها كنيم

اى فيض گفته‏ى تو همه محض حكمت است

كوشيم تا به بند تو دردى دوا كنيم

قرآن مجيد وضع ابليس و ساير شياطين انسى و جنى را از نظر اوصاف و اعمال، تقريبا در سى و سه مرحله بيان مى‏فرمايد، كه فهرست زير نمودارى از اوصاف و اعمال اين دشمنان قسم خورده انسان و انسانيت است.

1-
خوددارى كردن از اطاعت امر حق و به شدت بازايستادن از عبادت مولا و نشان دادن حالت «ابا»

و اذ قلنا للملائكه اسجدوا لادم فسجدوا الا ابليس ابى و استكبر و كان من الكافرين:

چون فرشتگان را فرمان داديم بر آدم سجده كنيد، همه سجده كردند مگر ابليس كه او از فرمان من سرپيچيد و تكبر ورزيد و از كافران شد.

هدف حضرت حق از فرمان سجده به ملائكه نشان دادن عظمت و مقام و شرافت آدم بود.

آرى فرشتگان مى‏بايست در برابر كسى كه داراى مقام خلافت از خداست سر تعظيم فرود مى‏آوردند.

آدم داراى مقام علم الاسمائى و نيابت از حق، و منبع همه‏گونه استعداد و تكامل و كمال و از همه مهمتر ريشه انبيا و اوليا و حكيمان و عارفان و عباد شايسته الهى بود.

علت ابا كردن ابليس از اطاعت حق غرور و تكبر و تعصب بيجا بود، كه بر فضاى انديشه‏اش غلبه كرد، و پنداشت از آدم بالاتر و والاتر است و نمى‏بايد دستور سجده متوجه او مى‏شد!!

بايد بدانيم كه حالت اباى از فرمان حق، در هر كه ظهور كند، و اين

حالت تا آخر عمر با او باشد، هم اخلاق ابليس شده و در دنيا و آخرت از حزب او محسوب خواهد شد.

2-
واداشتن ديگران به گناه و معصيت، در حدى كه در برنامه زشتيها و گناهان چون ديگ جوشان به خروش و شورش آيند.

قرآن مجيد از اين مسئله تعبير به «از» فرموده است:

الم تر انا ارسلنا الشياطين على الكافرين توزهم ازا:

آيا نديدى كه ما شياطين را بسوى كافران فرستاديم، كه آنها را در مسير اشتباهشان تحريك بلكه زير و رو كنند.

«
از» بقول راغب در «مفردات» در حقيقت به معناى غليان و جوشش ديگ و زير و رو شدن مواد در آن به وقت حرارت زياد است، و در آيه شريفه كنايه از اين كه شياطين بر هواپرستان چنان مسلط مى‏شوند كه به هر صورتى كه بخواهند آنان را به حركت درآورده و زير و رو مى‏كنند.

در سطور گذشته به اين نكته مهم اشاره شد كه سلطه شيطان بر انسان، سلطه اجبارى نيست، انسان قدرت دارد شيطان را در همه‏ى زمينه‏ها از خود دفع كند و طوفان هجومش را با تقوا و عبادت بشكند.

اين لذت‏گرايان، و خيالبافان و هوسرانان هستند كه زمينه تسلط شيطان را بر جان و مال خود فراهم مى‏كنند، و چشم و گوش بسته تسليم اين دشمن خانمانسوز مى‏گردند، و آيه شريفه بالا نظرى جز اين ندارد.

3-
زمينه‏سازى جهت پيروى از هواها و هوسهاى حيوانى و به تعبير كتاب خدا «استهوات» براى گم كردن راه خدا و به حيرت و ضلالت افتادن.

قل اندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا و نرد على اعقابنا بعد اذ هدانا الله كالذى استهوته الشياطين فى الارض حيران

له اصحاب يدعونه الى الهدى ائتنا قل ان هدى الله هو الهدى و امرنا لنسلم لرب العالمين:

بگو آيا چيزى غير از خدا بخوانيم كه نه سودى به حال ما دارد و نه زيانى، و در اين صورت بازگشت به عقايد غلط گذشتگان جاهل خود كنيم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده، بيائيم همانند كسى كه بر اثر وسوسه‏هاى شياطين به هواپرستى افتاده و راه را گم كرده و سرگردان و حيران شده شويم، شياطينى كه داراى يارانى هستند كه انسان را به سوى خود هدايت مى‏كنند تا از تمام واقعيات دور بماند، بگو تنها هدايت الهى هدايت است و ما دستور داديم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم.

4-
ايجاد لغزش و انحراف از راه صواب و حق، و وادار كردن به خطا و سيئه و معصيت و به تعبير قرآن مجيد «ازل» «استزل»:

فازلهما الشيطان عنها فاخرجهما مما كانا فيه و قلنا اهبطوا بعضكم لبعض عدو و لكم فى الارض مستقر و متاع الى حين:

پس شيطان آدم و حوا را دچار لغزش كرد، و از راه حق و صواب گرداند، و بدين برنامه آنان را از مقامى كه داشتند ساقط كرد، پس به هر دو دستور داديم از بهشت فرود آيند، كه برخى از شما برخى را دشمنيد، و شما را در زمين تا روز مرگ قرار و آرامگاه است.

5-
زمينه‏سازى براى خارج شدن انسان از رحمت الهى، و از بهشت روز قيامت:

يا بنى‏آدم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من

الجنه:

اى فرزندان آدم شيطان براى اينكه زمينه خروج شما را از بهشت مهيا كند شما را نفريبد، آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد.

6-
امر به فحشا و منكر در تمام زمينه‏هاى اعتقادى، اخلاقى، عملى.

يا ايها الذين آمنوا لا تتبعوا خطوات الشيطان و من يتبع خطوات الشيطان فانه يامر بالفحشاء و المنكر و لو لا فضل الله عليكم و رحمته ما زكى منكم من احد ابدا و لكن الله يزكى من يشاء و الله واسع عليم:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از گامهاى شيطان پيروى نكنيد، و هر كس از گامهاى شيطان پيروى كند به انحراف و گمراهى و فحشا و منكر كشيده مى‏شود، چرا كه شيطان دعوت به فحشا و منكر مى‏كند، اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، احدى از شما هرگز پاك نمى‏شد، ولى خداوند هر كه را بخواهد تزكيه مى‏كند و خدا شنوا و دانا است.

اگر شيطان را به معنى وسيع كلمه يعنى هر موجود موذى و تبهكار و ويرانگر تفسير كنيم، گستردگى اين هشدار در تمام ابعاد زندگى روشن مى‏شود.

هرگز يك انسان پاكدامن و با ايمان را نمى‏شود يك مرتبه در آغوش فساد پرتاب كرد، بلكه گام به گام اين راه را مى‏سپرد:

گام اول معاشرت و دوستى با آلودگان.

گام دوم شركت در مجالس آنان.

گام سوم فكر گناه.

گام چهارم ارتكاب مصاديق مشكوك و شبهات.

گام پنجم انجام گناهان صغيره.

و بالاخره در گامهاى بعد گرفتار بدترين كبائر مى‏شود، درست مانند كسى كه زمام خويش را به دست جنايتكارى سپرده، او را گام به گام به سوى پرتگاه مى‏برد تا سقوط كند و نابود گردد، آرى اين است خطوات شيطان.

7-
ايجاد سرگرميهائى كه انسان را از حضرت حق دور كند، و وى را از عبادات و طاعات باز دارد، به وسيله آرزوها بخصوص آرزوهاى فريبنده و به قول قرآن مجيد «يمنى»

يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطان الا غرورا:

شيطان بطور دائم به آنها وعده‏هاى دروغين مى‏دهد و به آرزوهاى دور و دراز سرگرم مى‏كند، ولى جز فريب و خدعه كارى براى آنها انجام نمى‏دهد.

راستى اين آرزوهاى طول و دراز و بى‏پايه، كه براى رسيدن به همه آن زمانى در اختيار نيست، چه بلاها كه بر سر جوامع انسانى نياورده، و چه خسارتهاى جبران ناپذيرى كه به حيات انسان نزده.

اگر همه انسانها به پيروى از انبيا و اوليا و امامان معصوم، به دنبال خير دنيا و آخرت بودند، به حق حق قسم از اين مشكلاتى كه همه انسانها با آن دست به گريبان هستند خبرى نبود.

هر كه از دوست زنده شد جانش

نرود دل به باغ و بستانش

كشته عشق را كه زنده كند

بار ديگر نسيم جانانش

نيست عاشق كه پيش غمزه دوست

ديده بر هم نهد ز پيكانش

تا بود نوح ناخدا اى دل

چه غم از موج و بحر طوفانش

سنگ دارد نه دل هر آنكه بود

طاقت روزگار هجرانش

دعوى عشق نيست عاشق را

ور كند لازمست برهانش

خسته عشق را گواه بس است

زخم بيداد و درد پنهانش

سر و سامان مجو ز طالب دوست

كه سر از دست رفت و سامانش

من نگفتم كه نيستى اى دل

با چنين پنجه مرد ميدانش

ديدى آخر كه چون درافكندى

خويشتن را به بند و زندانش

يا مده دل به دست دوست هما

يا بنه سر به خط فرمانش

8-
زمينه سازى براى چيره شدن به عقل و مشاعر و احساسات و همه ظاهر و باطن انسان، براى دور كردنش از حق و انداختنش به باطل.

استحوذ عليهم الشيطان فانساهم ذكر الله اولئك حزب الشيطان الا ان حزب الشيطان هم الخاسرون:

شيطان بر ايشان چيره شد، پس ياد خدا را به كلى از يادشان برد، آنان كه در شئون حيات به نسيان ياد حق دچار شدند حزب و دار و دسته شيطانند، بدانيد كه حزب شيطان زيانكارند.

9-
ايجاد دشمنى سخت و شديد در بين مردم بوسيله رواج قمار و شراب، و بازداشتن انسان از ذكر حق و نماز و به تعبير قرآن ايجاد «بغضاء».

انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوه و البغضاء فى الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكر الله و عن الصلاه فهل انتم منتهون:

همانا شيطان قصد دارد، كه بوسيله شراب و قمار ميان شما دشمنى و كينه سخت برانگيزد، و شما را با آلوده كردن به اين دو معصيت سنگين از ياد خدا و نماز بازدارد، آيا از اين دو گناه بزرگ دست برمى‏داريد تا به فتنه شيطان مبتلا نشويد؟!

در باب شراب و قمار به روايات بسيار مهمى كه در كتاب باعظمت وسائل نقل شده مراجعه كنيد.

متاسفانه در اين عصر اكثريت مردم زمان دچار انواع معاصى بخصوص قمار و شراب آنهم در سطح بسيار وسيعى هستند، و با اين كه از اين طريق به ضربه‏هاى سخت و بيماريهاى مهلك دچار شده‏اند، باز هم از اين دو برنامه خانمانسوز دست برنمى‏دارند، در اين زمينه به روايت بسيار بسيار مهمى از كتاب وسائل عنايت كنيد:

وجود مبارك حضرت رضا عليه‏السلام در نامه‏اى به مامون نوشتند:

ايمان، اداء امانت و اجتناب از تمام گناهان كبيره است. ايمان، معرفت به قلب، اقرار به زبان، و عمل به اركان است.

اينكه نوشتم اجتناب كبائر منظورم: قتل نفسى است كه خداوند حرام كرده، و زنا، سرقت، شرب خمر، عقوق والدين، فرار از جبهه، خوردن مال يتيم به ستم، خوردن گوشت ميته و خون و گوشت خوك و آنچه براى غير خدا ذبح شده بدون ضرورت. و خوردن ربا، و مال حرام و قمار، و كم گذاشتن در ترازو، و تهمت به پاكدامن، و زنا، و لواط، و نااميدى از رحمت خدا، و امن از مكر حق، و دلسردى از عنايت الهى، و كمك به ستمگران، و ميل به ظالمان، و قسم دروغ، و حبس حقوق مردم، و دروغ در گفتار، و اسراف، و تبذير، و خيانت، و سبك شمردن حج، و جنگ با اولياء الهى، و سرگرمى با لهو و لعب، و پافشارى بر گناه است.

قال ابوعبدالله عليه‏السلام: يا يونس ابلغ عطيه عنى انه من شرب جرعه من خمر لعنه الله و ملائكته و رسله و المومنون، و ان شربها حتى يسكر منها نزع روح الايمان من جسده و

ركبت فيه روح سخيفه خبيثه ملعونه:

حضرت صادق عليه‏السلام به يونس بن ظبيان فرمود از قول من به عطيه بگو: هر كس جرعه‏اى از شراب بخورد، خدا و ملائكه و انبيا و تمام مردم مومن او را لعنت مى‏كنند، و اگر تا جائيكه مست كند بنوشد، روح ايمان از وجودش كنده مى‏شود و بجاى آن روح پست و آلوده و لعنت شده قرار مى‏گيرد.

حضرت هادى عليه‏السلام در توضيح آيه‏اى كه در آن به حرمت قمار اشاره شده مى‏فرمايد:

كل ما قومر به فهو الميسر، و كل ميسر حرام:

آنچه كه به آن برد و باخت شود تحت عنوان قمار است، و هر نوع قمارى حرام است.

حرام در قرآن و روايات به آن عملى گفته مى‏شود كه حضرت حق به آن وعده عذاب داده است.

10-
ايجاد ترس و وحشت در قلوب مردم، نسبت به آنچه كه در رابطه با خدا و مسئله هدايت و حلال و حرام الهى است و به تعبير قرآن كريم «تخويف»:

انما ذلكم الشيطان يخوف اوليائه فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مومنين:

اين فقط شيطان است كه پيروان خود را «با سخنان و شايعات بى‏اساس» مى‏ترساند، از آنها نترسيد و تنها از من بترسيد اگر ايمان داريد.

تفسير نمونه در ذيل اين آيه مى‏فرمايد: اگر در قلبى ترس از غير خدا پيدا شود، نشانه عدم تكامل ايمان و نفوذ وسوسه‏هاى شيطانى است، زيرا مى‏دانيم در عالم بى‏كران هستى تنها پناهگاه خداست، و موثر بالذات فقط اوست، و

ديگران در برابر قدرت او قدرتى ندارند.

اصولا اگر مومنان ولى خود را كه خداست با ولى مشركان و منافقان كه شيطان است مقايسه كنند، مى‏دانند كه آنها در برابر حق هيچند و به همين دليل نبايد كمترين وحشتى داشته باشند، نتيجه اين سخن آنست كه هر كجا ايمان نفوذ كرد شهامت و شجاعت نيز به همراه آن نفوذ خواهد كرد.

11-
ارائه سياست گام بگام براى كشاندن انسان به بند ضلالت و گمراهى و به تعبير قرآن مجيد «خطوات» كه در قسمت ششم همين بخش به آن اشاره شد:

يا ايها الذين آمنوا ادخلوا فى السلم كافه و لا تتبعوا خطوات الشيطان انه لكم عدو مبين:

اى اهل ايمان همه با هم و متفقا به عرصه‏گاه تسليم در برابر برنامه‏هاى حق و سلم و سلامت درآئيد، و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه همانا او دشمن شماست.

12-
با تمام قدرت و قوت خواركننده انسان در دنيا و آخرت است، و به بيان قرآن مجيد خذول است:

و كان الشيطان للانسان خذولا:

و شيطان براى انسان خواركننده و كشاننده بنى‏آدم به خذلان است.

13-
شيطان با انواع حيله‏ها و مكرها، و ايجاد زمينه‏هاى خدعه و فريب دعوت‏كننده انسان به عذاب الهى و آتش دوزخ است:

و اذا قيل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما وجدنا عليه آبائنا او لو كان الشيطان يدعوهم الى عذاب السعير:

و چون به وسيله رسول من به مردم گفته شود: بيائيد از كتابى كه خداوند از باب رحمت براى هدايت خلق فرستاده پيروى كنيد، جواب مى‏دهند: ما تنها از راهى كه پدران خود را در آن يافتيم متابعت مى‏كنيم، به آنان بگو آيا هر چند پدرانتان را شيطان به دوزخ دعوت كند باز پيرو آنها مى‏شويد؟!

14-
شيطان موجوديست كه به خاطر كبر و حسد و كفر و عصبيت از پيشگاه رحمت حضرت رب العزه رانده شد، و چون رانده شدن خود را در رابطه با انسان مى‏داند، در صدد است تا جائى كه بتواند عباد الهى را با درافكندنشان به چاه گناه و معصيت از درگاه لطف حضرت حق براند و به تعبير قرآن رجيم است.

قال فاخرج منها فانك رجيم و ان عليك اللعنه الى يوم الدين:

خداوند با قهر و عتاب به او فرمود: از صف پاكان و ساجدان و از درگاه رحمت من بيرون رو كه تو رانده شده درگاه من شدى، و لعنت من بر تو تا روز قيامت قطعى و حتمى گرديد!!

15-
شيطان با قدرت و وسوسه‏گرى عجيبى كه دارد، امور باطل، و بخصوص مسائل مادى را آنچنان در برابر انسان زينت مى‏دهد، كه انسان از طريق هر نوع معصيتى هم كه شده به آنها دچار شود. و بين او و حضرت حق فاصله افتد:

و عادا و ثمود قد تبين لكم من مساكنهم و زين لهم الشيطان اعمالهم فصدهم عن السبيل و كانوا مستبصرين:

و قوم عاد و ثمود كه منازل خراب و ويرانشان را امروز به چشم مى‏بينيد با آنكه هشيار و بينا بودند، چون شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان جلوه داد همه هلاك و نابود شدند.

انسان بايد در تمام جهات زندگى به معيارهاى الهى براى شناخت حق از باطل توجه داشته باشد، و سر و كارش را هرگز با عالم ربانى و خضر راه قطع نكند، تا دچار خوب ديدن بد و بد ديدن خوب نشود.

هر چه غير دوست اندر دل همى آيد تو را

جمله ناپاكست و تو پاكى نمى‏شايد تو را

ور تو ذكر او كنى هر گه كه ذكر او كنى

غافلى از وى گر از خود ياد مى‏آيد تو را

زهر با يادش زيان نكند ولى بى ياد او

گر خورى ترياك همچون زهر بگزايد تو را

تا بهر صورت نظر دارى بمعنى تيره‏اى

صيقلى چون آينه چندانكه بزدايد تو را

ور ز خاك كوى او يك ذره در چشمت فتد

آفتابى بعد از آن اندر نظر نايد تو را

چهره معنى چو نبود خوب زشتى حاصلست

هر نفس كز جان تو صورت بيارايد تو را

تا تو تن را خادمى جان از تعب آسوده نيست

خدمت تن ترك كن تا جان بياسايد تو را

ور گشايش مى‏خوهى بر خود در راحت ببند

كين در ار بر خود نبندى هيچ نگشايد تو را

بر سر اين كوى مى‏كن پاى محكم چون درخت

ورنه هر بادى چو خس زين كوى بر بايد تو را

گر هزاران دم زنى بى عشق جمله باطل است

جهد كن تا يك نفس عشق از تو بر بايد تو را

تا ز تو دجال نفست را خر اندر آخور است

تو نه اى عيسى اگر مريم همى زايد تو را

شرع مى‏گويد كه طاعت كن و ليكن نزد دوست

طاعت آن باشد كه عشق دوست فرمايد تو را

اندرين راهى كه مشتاقان قدم از جان كنند

سر بجايش نه چو كفش از پا بفرسايد تو را

سيف فرغانى كمال عشقت ار حاصل نشد

غير نقصان بعد از اين چيزى نيفزايد تو را

16-
در مسئله‏ى دوستى و همنشينى، بدترين و زشت‏ترين و آلوده‏ترين همنشين انسان و به تعبير قرآن مجيد: سوءقرين شيطان است:

و الذين ينفقون اموالهم رئاء الناس و لا يومنون بالله و لا باليوم الاخر و من يكن الشيطان له قرينا فساء قرينا:

آنان كه اموال خود را به قصد ريا و خودنمائى انفاق مى‏كنند و به خدا و روز قيامت ايمان نمى‏آورند، ياران شيطانند، و هر كه را شيطان قرين و يار است

پس بد قرينى است.

17-
هنگامى كه هواها و هوسها بر باطن و ظاهر انسان چيره شوند، ميدان جلوه دادن بدترين اعمال و زشت‏ترين جنايات، بطورى كه انسان آنها را برنامه‏هائى پاك و مقدس تصور كند براى شيطان باز مى‏شود. و او با تمام قدرت و قوت دست به اين كار مى‏زند، كارى كه قرآن مجيد از آن به عنوان تسويل شيطان ياد مى‏كند:

ان الذين ارتدوا على ادبارهم من بعد ما تبين لهم الهدى الشيطان سول لهم و املى لهم:

آنان كه پس از روشن شدن راه هدايت، باز به آئين الهى پشت كرده و مرتد شدند، شيطان كفر را در نظرشان زيبا جلوه داد و به آمال و آرزوهاى غلط فريبشان داد.

راستى عجيب است كه هميشه تمايل مفرط نسبت به يك برنامه بخصوص وقتى توام با مفاسد اخلاقى باشد، پرده‏اى سنگين و حجابى سخت روى قدرت تشخيص مى‏اندازد، و واقعيات هستى را طور ديگرى در نظر انسان جلوه مى‏دهد.

18-